پارمینپارمین، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

پارمین پرنسس

عکسای جشن تولد نازدونه با تم کیتی

 عزیزکم امسال تولدت و بخاطر نزدیک بودن به عید نوروز هم دوروز زودتر گرفتیم هم اینکه دوتا تولد گرفتیم .یکی روز شنبه 24 اسفند برای خانواده ی مامانی یه به زبون خودت مامایی یکیم روز اول فروردین برای خانواده ی بابایی یا به زبون خودت بابایی مشی. امسال برات تم کیتی در نظر گرفتم .خداروشکر خیلی دوست داشتی و کاملا باهام همکاری کردی .خیییییییلی دوست دارم نازدونه ی مامانی و بابایی. خدا  خوشمزه های جشن :       عزیز دردونه ی مامانی خیلی خوشحالم که تو رو دارم.امسال دومین سال بودنت و جشن گرفتیم.از خدای مهربون خیلی خیلی ممنونم بابت همه چی.امیدوارم تولد 120 سالگیتو جشن بگیری عزیزکم.ان شال...
16 فروردين 1394

کتاب خوندن برای دخترکم

  سلام به نازدونه ی مامان و دوستای گل و خیلی مهربونمون.میدونم جدیدا خیلی دیر به دیر میام سر میزنم و عکس میزارم ولی واقعا وقت نمیکنم،از همه مهربونا عذرخواهی میکنم. این روزا که شما شدیدا عاشق کتاب و کتاب خوندن و نقاشی هستی هرروز یه کتاب میگیری دستت و میای میگی مامانی نام(یعنی مامانی بیا کتاب و بخون)منم تمام سعیمو میکنم که هروقت خواستی برات بخونم گرچه بعضی وقتا با چیزای دیگه سرگرمت میکنم که بتونم یکم به کارام برسم.😉. هرکس ازت بوس میخواد لپتو میاری که ببوسه ولی اگه بگیم بوس عاشقانه بده همزمان با ما خودت لبتو غنچه میکنی و همزمان باما توام مارو میبوسی. تو عکس اولی که توراه تبریز هستیم داری برای خاله که تلفنی حرف میزنیم بوس عاشقانه میف...
15 دی 1393

پارمین در یک نگاه

سلام عسل مامان.امروز که دارم برات مینویسم 22 آبان 93 ساعت 11:56 است که شما لالا کردی و منم وقت کردم تا بیام بعداز مدتها برات بنویسم.راستش این روزا اصلا وقت نمیکنم بیام به وبلاگت سر بزنم .یجورایی انگار وقت کم میارم.توکه بیداری بازی کردنیارو باهات بازی میکنم،آموزشیارو بهت آموزش میدم و وقتیم که خوبی دنبال جمع کردن خونه و پخت و پز و یکمم اگه وقت بشه استراحتم. بگذریم ... میخوام برات بگم که الان تقریبا دیگه همه چیزو میگی البته یه سری کلمات و نمیتونی واضح بیان کنی ولی به زبون خودت همه چیو میگی. بعضی وقتا یه چیزایی رو برامون تعریف میکنی و درموردشون توضیح میدی. خوابیدنت دیگه روی پاهام نمیخوابی و میری توی جات و پتوتو بغل میکنی و میخوابی.شدیدا وابسته...
23 آبان 1393

معذرت از تاخير

 سلام به تمام دوست جونياي پارمينم اين روزا كاراي پارمين به قدري زياد شده كه وقت سر خاروندن ندارم  از صبح كه بيدار ميشه ميچسبه به من هر جا برم باهام مياد وقتي هم كه براش سي دي ميذارم تا مشغول بشه از كنارش تكون ميخورم ميگه ماماني اين نه يعني عوضش كنم براش خلاصه از تمام دوست جونياش بابت تاخيرام عذر خواهي ميكنم خيلي زود ميام با كلي عكس   ...
5 آبان 1393

سیزده ماهگیت مبارک نفسمون.

خوب حالا بریم از 13 ماهگی پارمین نانازی بگیم.از شیطونیاش که دیگه نگو.از پیاده روی 24ساعته که برای من وقتی نذاشتی که بیام برات اینجا بنویسم.باور نداری از دوستات و ماماناشون بپرسی برات میگن که چقدر کم مطلب میذارم و چقدر کم بهشون سر میزنم.÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷&divi...
28 ارديبهشت 1393

14 ماهگیت مبارک وروجک مامانی

نفسم ،عمرم،نازم،دختر شیطون بلای وروجکم 14 ماهگیت مبارک.گفتم وروجک چون دیگه ماشاالله لایق وروجکی هستی.ولی برای ما فقط عشقی. از این ماه برات بگم که عاشق پارکی و عصری که بابایی میاد باید شمارو ببره پارک .موقع رفتن به پارکم بهت میگم تیتیشت و بیارلباست و میاری.آروم میشینی تا موهاتو ببندم و آخرم میگم جی جیاتو بیار بپوشونم کفشاتو میاری بپوشونم که بریم.حرفامونو میفهمی و انجامشون میدی.کلا بچه حرف گوش کن و فهمیده ای هستی عزیز دلم.اینو فقط من نمیگم همه میگن که مامانی فدای فهم و شعورت بشه.
28 ارديبهشت 1393